
Kaori Kabata, Kiyoko Toratani

دانلود کتاب کلید طلایی ارتباطات +pdf
کلید طلایی ارتباطات
نویسنده: کریس کول
مترجم: محمدرضا آل یاسین
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 200

مروری بر کتاب
در این کتاب با فن زبان رفتار آشنا می شوید تا به هنگام گفت وگو با افراد با رعایت لحن صدا، تغییرات چهره و حرکات بدنشان ذهنشان را بخوانید و به عکس مراقب حالات و حرکات خود باشید و آن را به دلخواه تحت کنترل قرار دهید.
همچنین می آموزید که چگونه عوامل صوتی، بیانی و بصری با هم بیامزید، پیام خود را برسانید و سپس با رعایت اوضاع و احوال مخاطب، با موثرترین شیوه آن را منتقل کنید.
ضمنا تحقیقات نشان می دهد که حدود هفتاد و پنج درصد از اوقات روزانه ما به نحوی در تماس و ارتباط با دیگران می گذرد . به همین دلیل کیفیت زندگی هر کس بستگی به کیفیت ارتباطات او با دیگران دارد .
در این کتاب اصولی را می آموزید تا با توجه به نوع شخصیت ، تفاوتهای فردی ،نیازهای روانی و ...
نیرویی را در خود به وجود آورید تا در هر شرایطی که به سر می برید و با هر کسی که روبه رو هستید ،
در افراد نفوذ کنیدو...
فرمت فایل:
pdf
تعداد صفحات کتاب:
200
تعداد صفحات pdf:
98 صفحه به صورت دوطرفه
حجم فایل:
24.59MB
بخشی از فهرست مطالب:



فهرست مطالب
عنوان صفحه
1–2– اهمیت و ضرورت انجام تحقیق.. 4
1–3–مرور ادبیات و پیشینه مربوطه. 4
1–4– جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق.. 6
1–8– تعریف واژهها و اصطلاحات فنی و تخصصی.. 7
فصل دوم: روش شناسی و چارچوب نظری تحقیق.. 9
2-3- نظریه و نظریه پردازی.. 14
2-4- سازه انگاری الکساندر ونت... 17
2-5- جایگاه تعامل در نظریه سازهانگاری.. 18
2-6- جایگاه هویت در نظریه سازهانگاری.. 18
2-7- جایگاه منافع در نظریه سازهانگاری.. 20
2-8- نقش و جایگاه همگرایی در سیاست خارجی.. 22
فصل سوم: ترکیه، موقعیت و رابطه با ایران. 26
3-2- بخش اول: مشخصات و شرایط جغرافیایی ترکیه. 29
3-2-1-1- وضعیت جغرافیایی و مساحت ترکیه. 29
3-2-1-3- نژاد و قومیت در ترکیه. 29
3-2-1-4- دین، مذهب و فرهنگ در ترکیه. 30
3-2-1-5- مرزها و همسایگان ترکیه. 30
3-2-1-7- مرزهای خشکی ترکیه. 31
3-2-1-8- حکومت و سیاست در ترکیه. 32
3-3- بخش دوم: پیشینه تاریخی روابط ایران و ترکیه. 34
3-3-1- پیشینه تاریخی روابط ایران. 34
3-3-1-1- پیشینه روابط دو کشور در دوره صفویه و عثمانی( 1736 - 1501)34
3-3-1-2- پیشینه روابط در دوره حکومت افغانها وعثمانی.. 37
3-3-1-4- پیشینه روابط در دوره افشاریه وعثمانی( 1796 - 1736)37
3-3-1-5- پیشینه روابط در دوره زندیه و عثمانی(1794 - 1750)39
3-3-1-6- پیشینه روابط در دوره قاجاریه وعثمانی(1925 - 1787)39
3-3-1-7- مشروطه خواهی در ایران و عثمانی.. 40
3-3-1-8- جنگ جهانی اول و تأثیر آن بر روابط ایران و ترکیه. 41
3-3-1-9- پیشینه روابط در دوره پهلوی و ترکیه(1979 - 1921)41
3-3-1-9-1- تشابه حوادث ایران و ترکیه در دوران رضا شاه و آتاتورک.. 41
3-3-1-9-2- پیشینه روابط در دوره محمدرضا شاه پهلوی و ترکیه. 43
3-3-1-10- انقلاب اسلامی ایران وترکیه(...-1357)45
3-3-1-11- جنگ عراق بر علیه ایران و تأثیر آن بر روابط ایران و ترکیه. 46
3-3-1-12- کابینه هاشمی رفسنجانی و رابطه با ترکیه. 47
3-3-1-13- دولت اسلامگرای حزب رفاه در ترکیه و رابطه با ایران. 49
3-3-1-14- کابینه محمد خاتمی و روابط با ترکیه. 50
3-3-1-15- ظهور دولت اسلامگرای حزب عدالت و توسعه. 51
3-3-1-16- کابینه احمدی نژاد و رابطه با ترکیه. 52
3-4-1- روی کارآمدن حزب عدالت و توسعه. 53
3-4-2- روابط اقتصادی، حمل و نقل میان ایران و ترکیه. 58
3-4-3- تأثیر گردشگری در روابط ایران و ترکیه. 59
3-4-4- نقش گاز و انرژی در روابط ایران و ترکیه. 60
3-4-5- تأثیر قراردادهای ارتباطات و مخابرات بر روابط دو کشور. 62
3-4-6- نقش پیمانکاری و فرودگاه تهران بر روابط دو کشور. 63
3-4-7- ترانزیت، حمل و نقل جادهای میان دو کشور. 64
3-4-8- روابط مالی و بانکی ایران و ترکیه. 64
3-4-9- روابطاجتماعی و فرهنگی ایران و دولت حزب عدالت و توسعه. 66
3-4-10- روابط دینی و مذهبی ایران با دولت حزب عدالت و توسعه. 69
3-4-11- روابط نظامی و دفاعی ایران و ترکیه. 72
3-4-12- سامانههای موشکی ناتو و تنش در روابط ایران و ترکیه. 73
3-4-13- انرژی هستهای ایران، کارت بازی بینالمللی برای ترکیه. 77
3-4-14- تنش در روابط ایران و ترکیه پیرامون مذاکرات هستهای.. 79
3-4-15- روابط سیاسی، سفرها و مذاکرات دوجانبه. 81
فصل چهارم: هویت متضاد، علت تنش در روابط ایران و ترکیه. 86
4-2- بخش اول: هویت غرب مرکزگرای ترکیه. 88
4-2-1- تنوع هویتی در ترکیه. 88
4-2-2- اصول بنیادی کمالیسم در ترکیه. 88
4-2-3- سکولاریسم و لائیسیزم در ترکیه. 92
4-2-4- منافع ترکیه در چارچوب کمالیستی.. 95
4-2-5- پیدایش هویت اسلامگرا در ترکیه. 96
4-2-6- اسلامگرایی با قرائت و شیوه عثمانی.. 97
4-2-7- اسلامگرایی سکولار یا کمالیستی.. 99
4-2-8- اسلامگرایی اربکان و حزب رفاه100
4-2-9- اسلامگرایی اردوغان و حزب عدالت و توسعه. 101
4-2-10- غربگرایی کمالیستی در ترکیه. 103
4-2-11- هویت اقتصاد سرمایهداری در ترکیه. 105
4-2-12- ترکیه نماینده غرب در منطقه. 106
4-2-13- فتح الله گولن، پدر اسلامگرایی غربی.. 108
4-2-14- همگرایی ترکیه با غرب، ترکیه و پیمان ناتو. 110
4-2-15- ترکیه همیشه پشت درهای اتحادیه اروپا112
4-2-16- پشت دروازههای تمدن غربی یا مسیحی.. 113
4-2-17- دروازههای تمدن، انگاره مشترک محمدرضاشاه و اردوغان. 114
4-2-18- همه تلاشهای ترکیه ، همه وعدههای اتحادیه اروپا115
4-2-19- هزینههای ترکیه به جای اروپا و غرب... 117
4-2-20- هویت مرکزگرای ترکیه تابع امریکا و اتحادیه اروپا118
4-2-21- تنش سامانههای موشکی و سیاست خارجی مرکزگرای ترکیه. 119
4-2-22- تنش زایی ترکیه، دوستان و دشمنان اتحادیه اروپا و امریکا120
4-2-23- ترکیه در نقش عروسک یا مترسک رقصان غرب... 121
4-3-1- هویت، منافع و راهبردهای ایران. 122
4-3-3- هم پوشانی هویت ایرانی، اسلامی - شیعی.. 124
4-3-4- فلسطین و اسرائیل، مرزبندی هویتی میان ایران و ترکیه. 127
4-3-5- فرآیند تأثیرگذاری هویت غربگرای کارگزاران ترکیه. 128
4-4- بخش سوم. 135
4-4-1- تأثیر بیداری اسلامی(بهار عربی) بر روابط ایران و ترکیه...............135
4-4-1-1- تونس، ایستگاه اول بیداری اسلامی.. 135
4-4-1-2- لیبی،همراهی ترکیه با غرب بر علیه یک کشور اسلامی.. 136
4-4-1-3- بحرین، سکوت ترکیه به خاطر تمایلات مذهبی.. 137
4-4-1-4- عربستان، سکوت و حمایت ترکیه از سرکوبی معترضین.. 139
4-3-1-5- عراق، حمایت ترکیه از مخالفان دولت مقتدر شیعی.. 140
4-3-1-6- مصر، برتری جویی همفکران و استادان اردوغان. 141
4-3-1-7- سوریه، خاری در چشم اردوغان و سدی در برابر منافع غربمحور ترکیه. 142
4-4-2-تقابل هویت ایران و ترکیه در تحولات جهان اسلام
..... 145
4-4-3- تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر بیداری اسلامی.. 146
4-4-4-ترکیه و ترویج هویت غربی و سکولار با عنوان بهار عربی
..... 148
فصل پنجم: جمعبندی و نتیجهگیرینهایی.. 152
در این تحقیق، سعی شده است علت تنشهای موجود در روابط دو دولت اسلامگرای ایران وترکیه با استفاده از رهیافتی نوین،بررسی گردد.اینکه چرا اسلامگرایان حزب عدالت وتوسعه که از میراث داران حزب رفاه به رهبری نجمالدین اربکان بودهاند،علیرغم تثبیت جایگاه و قدرت خود در حاکمیت کشور ترکیه،نتوانستهاند در چارچوب یک رابطه دوستانه وهمگرایانه با دولت اسلامی ایران حرکت کرده وروابط دوستانه خود باایران را حفظ کنند.
دو کشور ایران وترکیه،علیرغم همسایگی باهم و داشتن علقههاو میراث مشترک فرهنگی، اجتماعی ودینی در طی تاریخ خود، به تقابل با هم مشغول بودهاند که جنگهای بزرگ وخسارت باری را در روابط دو جانبه خود داشتهاند.
اما از سال 2001 و بعد از آنکه اولین پیروزی حزب عدالت و توسعه در انتخابات پارلمانی ترکیه حاصل گردید و بعد از پنج سال، مجدداً نخستوزیری اسلامگرا به حکومت رسید، مردم و دولت ایران ضمن خوشحالی از این پیروزی اسلامگرایان ترکیه، از آنها حمایت نیز نمودند.
اما به مرور زمان و بعداز سال 2008 و به ویژه از سال 2010 به بعد، دوره ماه عسل روابط ایران و ترکیه به پایان رسیده و تنش میان دو کشور به اوج خود رسیده است. به نظر میآید هویت و ماهیت سیاستهای دولت اردوغان طی چند سال اخیر دچار چرخشی 180 درجهای گردیده و به مرور زمان در حال نشان دادن ماهیت اصلی و درونی خود، یعنی هویت غربگرای ترکیه میباشد، هویت واقعی ترکیه که موجب تنش با ایران شده است.
کلید واژهها: ایران، ترکیه، حزب عدالت و توسعه، هویت، منافع، غرب مرکزگرا
کلیات
با روی کارآمدن اولین دولت اسلامگرایان(حزب رفاه به رهبری نجم الدین اربکان[2]) در ترکیه در اواخر دهه 1990 ، شاهد گسترش همکاریهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی میان ایران و ترکیه بودیم که اوج این همکاریها را میتوان در دولت اربکان مشاهده کرد، زمانی که موافقتنامههای اقتصادی بزرگ و مهمی میان دو کشور امضاشده و دو کشور به نوعی روابط دوستانه دست یافته بودند.
علیرغم یک وقفه پنج ساله که با کودتای نرم ارتش بر علیه دولت اربکان در سال 1997 آغاز شده و به سقوط دولت اسلامگرا و زندانی شدن بسیاری از رهبران حزب رفاه و از جمله رجب طیب اردوغان[3] شهردار وقت استانبول، منجر شده و در نهایت انحلال حزب رفاه توسط دادگاه قانون اساسی در سال 1998، در انتخابات سال 2002 ترکیه که اسلامگریان مجدداً توانستند قدرت را به دست بگیرند، روابط ایران و ترکیه گسترش یافته و به بالاترین سطح خود در طی پنجاه سال اخیر رسید.
با این حال با عبور از دورهای از همکاریهای اقتصادی و سیاسی میان دو کشور، طی سالهای اخیر با وجود آنکه اسلامگرایان حزب عدالت و توسعه با اقتدار کامل در انتخابات سالهای 2007 و سپس 2011 به پیروزی رسیده و حتی پست ریاست جمهوری را نیز در اختیار خود گرفتهاند، تنش در روابط ایران و ترکیه به خصوص در مسایل سیاسی و منطقهای، رو به افزایش بوده است، تنشی که منجر به عدم همگرایی دو کشور و بلکه تقابل و نبرد تاکتیکی آنها در سطح منطقه شده است .
چرا روابط دو دولت اسلامگرای ایران و ترکیه، به واگرایی و تقابل رسیده است؟
علت اصلی تقابل منافع دولت اسلامگرای حزب عدالت و توسعه با ایران در چیست؟
آیا دین اسلام، احکام و دستورات اسلامی در صدر برنامههای حزب عدالت و توسعه و دولت منبعث آن قراردارد؟
1 – 2– اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
بررسی عوامل تأثیرگذار بر سیاست خارجی ترکیه و به خصوص هویت غرب مرکزگرای حاکم بر این کشور که طی سالهای اخیر موجب چرخشهای دورهای سیاست خارجی ترکیه در ارتباط با ایران گردیده و موجب بروز دورههای پرتنش و پرنوسان در روابط دو کشور ایران و ترکیه شده است.
با توجه به اتکای منفعلانه دستگاه سیاست خارجی ایران در برههای از سالهای مورد پژوهش(2012 - 2008) به ترکیه و اعتماد بیش از حد به دولت منبعث از حزب اسلامگرای عدالت و توسعه که سرانجام به واگرایی دو کشور در مسایل مختلف انجامید، نیاز به بررسی علل و ریشههای این تغییر رویکرد دولت اسلامگرای ترکیه احساس میشود، تا مشخص گردد که علت یا علل اصلی این تغییر رویکرد چیست و در آینده مجدداً در دام چنین سیاستهای ظاهری ترکیه یا دیگر کشورها گرفتار نشویم.
شفافسازی هویت حاکم بر دولتهای ترکیه(اسلامگرا یا سکولار) و استفاده از آن برای جلوگیری از بروز خطا و پیش داوریهای نسنجیده در روابط خارجی ایران از دیگر ضرورتهای این تحقیق میباشند.
در زمینه موضوع اصلی این تحقیق یعنی هویت غرب مرکزگرای ترکیه، منابع علمی و تئوریک کافی وجود ندارد. پیرامون ترکیه و هویت آن، تحقیقات و کتابهای انگشت شماری منتشر شده است که میتوان گفت هیچکدام به موضوع اصلی این پژوهش نپرداختهاند. در زمینه ماهیت سیاست خارجی ترکیه و به خصوص دولت اسلامگرای حزب عدالت و توسعه، کتاب یا مقالات کافی در دسترس نیست و یا حداقل در ایران به رشته تحریر درنیامده و یا ترجمه نشدهاند. کتابهای زیر در مورد موضوع تحقیق، مورد مطالعه قرار گرفتهاند:
1 - کاظم 1383، به بررسی فرآیند جهانی شدن به خصوص در حوزه کشورهای اسلامی و اندیشههای اسلامی پرداخته و در مباحثی از این کتاب به اروپا و هویت غربی مسلط بر این اتحادیه نیز توجه شده است. هویت، ماهیت اتحادیه اروپا مورد کنکاش بوده و تغییر هویت اسلامگرایان یا تضعیف این هویت در کشورهای مختلف اسلامی و از جمله ترکیه مورد بررسی قرار گرفته است.
2 – جمهوری ترکیه 1386، این کتاب به بررسی ترکیه در زمینهها و ابعاد مختلف جغرافیایی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و بینالمللی پرداخته است. این کتاب حاوی اطلاعات و دادههای بسیار مفید پیرامون تاریخ و سیاستهای حکومتی ترکیه می باشد.
در مورد سیاست خارجی ترکیه و به خصوص رابطه با ایران نیز مطالب خوبی ارایه شده و بر سیاستهای حزب عدالت و توسعه به خصوص در زمینه سیاست خارجی آن نیز تأکید شده است. در این کتاب پیرامون فرآیند الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا و علل این گرایش مردم و مسئولین ترکیه به داشتنِ رابطه با اتحادیه اروپا، مطالب کمی ارایه شده است. برخی مشکلات و تنشهای میان ایران و ترکیه نیز در این اثر مورد بررسی قرار گرفتهاند.
3 - هاووز[4] 1389، معتقد است که حزب عدالت و توسعه بعد از قدرت یابی در سال 2002، به تدریج از مواضع اسلامی قاطع خود فاصله گرفته است. هاکان هاووز میگوید که حزب عدالت و توسعه، حزبی است که ظاهری اسلامی دارد و رهبران این حزب و به خصوص اردوغان، از اسلام استفاده ابزاری کردهاند و اسلام برای آنها، وسیله کسب موفقیت و بدست آوردن آرای مردم بوده است.
هاووز به صراحت اعلام میکند که حزب عدالت و توسعه در شرایطی به قدرت رسید که هنوز هویت و تشکیلات آن مشخص و نهادینه نشده بود. اردوغان و عبدالله گل[5] که قبل از کودتای 1997، ضد غرب و اتحادیه اروپا بودند، بعد از رسیدن به قدرت، رویکرد اروپایی سازی ترکیه را در پبش گرفتهاند و به طور کامل تسلیم هنجارهای هویت غربی اروپا شدهاند.
4 - کینزر[6] 1389، به نقش و اهمیت دو کشور ایران و ترکیه در سیاست خارجی امریکا میپردازد. آقای کینزر معتقد است که ایران و ترکیه دارای اشتراکات و سابقه تاریخی مشابهی هستند، این دو کشور، تنها کشورهای دموکراسی خواه و آزادِ خاورمیانه هستند که در زمینه انقلاب مشروطهخواهی و درخواست پارلمان و...، اشتراکات فراوانی دارند.
نویسنده معتقد است که با تغییر معادلات خاورمیانه و اوج گیری دموکراسیخواهی در این منطقه، ایران و ترکیه در سیاست خارجی امریکا به جایگاه اول، دست یافته و جای دو کشور اسرائیل و عربستان را خواهند گرفت. روابط ایران و ترکیه و همچنین سرنوشت این دو کشور، به هم پیوسته و مرتبط بوده و از همدیگر متأثر هستند.
5 - مشیرزاده 1390، به بررسی نظریات مختلف در حوزه علوم سیاسی و علوم اجتماعی پرداخته و نظریاتی مانند واقع گرایی، لیبرالیسم، فمنیسم، ... و به خصوص نظریه سازهانگاری پرداخته و در یک بخش جداگانه به توضیح سازهانگاری پرداختهاند. ایشان در توضیح سازهانگاری به مباحث مهمی مانند هویت، منافع، نقش ساختار، نقش کارگزار و تعامل در روابط بینالملل اشاره نمودهاند. هویت و به خصوص تعامل و پیشینه کارگزاران یک دولت در سیاست بین المللی یک دولت، مؤثر بوده واساساً مباحثی مانند هویت، تعامل و منافع را در شکلگیری سیاست خارجی و روابط بین الملل مهم هستند.
6 - اسپوزیتو[7]، کامروا و واتربوری[8] 1391، به بررسی جوامع خاورمیانه و به خصوص دموکراسی و رهیافتهای احزاب و گروه های اسلامی در منطقه میپردازند. هویت اسلامی و یا هویت غربی گروههای اسلامی در این کتاب مورد بررسی قرار گرفته و به سکولاریسم اسلامگرا نیز اشاره شده است. در مورد ترکیه نیز به هویت نهادینه شده ترکیه که همان دوگانگی است، اشاراتی شده است. در این اثر بر اسلام سیاسی تأکید شده و اینکه بسیاری از احزاب اسلامی خاورمیانه از جمله احزاب ترکیه، فاقد رهیافت و رویکرد اسلام سیاسی بوده و تنها دارای ظواهر اسلامی هستند که در زمان عمل به احکام بنیادین اسلامی، دچار دوگانگی می شوند.
7 - اعتضادالسلطنه 1391، به بررسی اصول لائیک در ترکیه و چگونگی ارتباط و تعامل لائیسیته و اسلام در این کشور می پردازد. به قدرت رسیدن حزب اسلامگرای عدالت و توسعه و چگونگی تأثیر پذیری سیاستهای این حزب از اصل لائیسیته در این کتاب مورد بررسی قرار گرفته است.
نقش اتحادیه اروپا و ایالات متحده امریکا در سازماندهی هویت ترکیه و تضعیف ایدئولوژی اسلامی در این کشور، مورد بحث قرار گرفته و این احتمال که دولت ظاهراً اسلامگرای حزب عدالت و توسعه، ترفندی برای کنترل و تسلط بر اسلامگرایان و احزاب اسلامی خاورمیانه با استفاده از الگو قراردادن ترکیه باشد نیز در این کتاب بررسی شده است.
با توجه به موضوع تحقیق که به بررسی دلایل رشد تنشها میان ایران و ترکیه طی سالهای اخیر و آن هم در دولت اسلامگرای ترکیه و نوع هویت و ماهیت غربی حکومت ترکیه می پردازد، موضوع جنبه جدید بودن را رعایت میکند.
این تحقیق برای آگاه شدن دانشجویان و سایر مراکز علمی، تحقیقاتی و تصمیمگیری از هویت و بنیاد سیاست و حکومت ترکیه، سودمند خواهد بود و هدف این پژوهش، توجه به ریشه و اصل تغییر رویکرد سیاستهای یک دولت مدعی اسلامگرایی است که میتواند در روابط خارجی ایران نیز مورد توجه قرار گیرد.
غالب بودن هویت غربی و وامداری حزب عدالت و توسعه نسبت به آرمانهای اتحادیه اروپا در عرصه سیاسی ترکیه، باعث استمرار وضعیت غیر همکارانه در روابط ایران و ترکیه شده است.
لائیسیته[9]: پس از انقلاب فرانسه این معنا تغییر یافته و به مفهوم جدایی دین از شاخههای اجرایی، قانونگذاری و قضایی دولتی به کار رفت. در این مفهوم جدید، سیاست از دین جداست و دولت از اتخاذ مواضع دینی برحذر داشته شده است، حتی اگر این مواضع در مورد مکاتب الحادی باشند (اعتضادالسلطنه 1391، ).
سکولاریسم[10]: مهرزاد بروجردی معتقد است؛ سکولاریسم در چهره غربی خود، در بر دارنده باوری است که دین و حکومت را پدیدههایی متفاوت و تفکیک پذیر میداند. گونهای فلسفهی زندگی نیز هست که هدفش رفاه انسانها در زندگی همین دنیا، فارغ دین، فرقه، طبقه اجتماعی، رنگ پوست و سایر ویژگیهای فردی است(بروجردی 1389،56-55).
حسین سیفزاده نیز معتقد است: نگاه سکولاریستی و نگاه لائیک، نگاهی غیر دینی نیست بلکه نگاهی تخصصی به امر سیاسی است(سیف زاده 1388،20-19).
حزب اسلامی: هاکان هاووز معتقد است؛ حزبی که ایدئولوژی آن از اندیشههای دینی سرچشمه می گیرد و توان بسیج مردم حول محور هویت مشترک دینی را دارد، چنین احزابی با پیشبرد دیدگاههای خود، خواهان تغییر رژیماند و در جهان اسلام، هدف اصلی آنها اسلامی کردن حکومت و جامعه است(یاووز 1389،28).
روش تحقیق به روش تحلیلی و توصیفی بوده و با فیش برداری و با استفاده، کمک و مطالعه کتابها و مقالاتِ پیرامون موضوع پژوهش میباشد.
متغیرهای مورد بررسی در قالب یک مدل مفهومی و شرح چگونگی بررسی و اندازهگیری متغیرها:
متغییر مستقل: هویت غرب مرکزگرایانه حکومت ترکیه.
متغییر وابسته: روابط غیرهمکارانه میان دو دولت اسلامگرا در ایران و ترکیه طی سالهای 2012 - 2008
جامعه آماری: با توجه به اینکه این تحقیق به صورت میدانی نمیباشد، بنابراین فاقد جامعه آماری میباشد.
روشها و ابزار تجزیه و تحلیل دادهها: روش تحلیلی توصیفی است و برای تحلیل فرضیه از نظریه سازهانگاری[11] بویژه رویکرد (سیستمی) الکساندر ونت[12] بهره گرفته شده است. سعی بر این است پس از جمعآوری دادهها و مطالب مورد نیاز تحقیق در پایان هر فصل با راهنمایی و همکاری استادان محترم راهنما و مشاور، نتیجه گیری و تحلیل علمی از مبحث آن فصل، ارایه گردد.
فصل دوم
روش شناسی و چارچوب نظری تحقیق
سازهانگاری: هویت و سیاست
روش تحقیق در این رساله، روش تحلیلی – توصیفی است. بر این اساس سعی میشود رابطه میان متغیرهای فرضیه اصلی مورد تحلیل قرار گیرد.
از آنجایکه بیان این رابطه به چارچوب نظری نیاز دارد، لذا برای حمایت نظری از فرضیه اصلی، از چارچوب نظریه سازهانگاری استفاده میشود.
با توجه به آنچه در فصلهای پیشین گفته شد، روابط ایران و ترکیه در زمان حضور دولت اسلامگرای حزب عدالت وتوسعه با تنشها و نوسانات پر دامنهای روبرو بوده است.
روابط دو کشور طی سالهای 2008 تا 2012، دارای بیشترین نوسانات بوده، به صورتی که در سالهای 2088 الی 2010، روابط دو کشور به بالاترین سطح خود میرسد، اما طی سالهای 2011 و 2012، همین روابط رو به تنش نهاده و به تقابل و نزاع نزدیک میشود.
حال باید پرسید:
چرا روابط ایران و ترکیه، آنهم در زمان دولت اسلامگرای حزب عدالت و توسعه، دارای چنین تنشهایی شده است؟
برای پاسخ به این سوأل و روشن شدن واقعیت تنشهای میان دو کشور، در این فصل سعی می گردد تا با استفاده از نظریه سازهانگاری[13] به ویژه رویکرد کل گرایانه ( کلان نگر) الکساندر ونت، به بررسی هویت غربگرای ترکیه، ابعاد عملکرد و تأثیرگذاری این هویت غربگرا بر سیاست خارجی ترکیه و به خصوص روابط ایران و ترکیه، پرداخته شود.
برای شروع بررسی ماهیت غربگرای ترکیه، لازم است تا ابتدا به بازخوانی نظریات سازهانگاری در روابط بینالملل بپردازیم. بنابراین در این فصل به بررسی نظریه سازهانگاری می پردازیم.
سیاست و هویت[14] در رابطهای تنگاتنگ با یکدیگر قرار دارند. سیاست در ابعاد مختلف آن چه در زمینههای اقتصادی، فرهنگی، ورزشی، اجتماعی و...، چه در زمینه سیاست خارجی[15] و روابط بینالملل[16]، تاثیر گذار بر هویت و تأثیر پذیر از آن بوده است.
هویت را میتوان یک قالب یا پوشش برای یک گروه، یک کشور یا منطقه دانست که نشان دهنده مشخصات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و... آن واحد سرزمینی مشخص میباشد، این قالب با پرسش و پاسخی همراه است که پاسخ را میتوان همان هویت دانست. پرسشهایی مانند:
ما چه کسانی هستیم؟
هدف ما از همزیستی با یکدیگر چیست؟
از همه مهمتر اینکه میخواهیم چه کسانی یا جامعهای باشیم؟
پاسخ به سوألات فوقالذکر را میتوان اولین نمایههای هویت فردی و اجتماعی دانست. اینکه ما دارای هویت ایرانی - اسلامی، ترکی - اسلامی یا ترکی - اروپایی باشیم. برای دست یابی به این هویت، دست به چه اقداماتی خواهیم زد؟
اگر دولت را به عنوان نهاد حاکمیتی در نظر بگیریم که برای برآورده ساختن آرزوها و نیازهای اجتماع تحت حاکمیت آن به وجود آمده است، این نهاد حاکمیتی را بدون احتساب هویت و برساختههای ذهنی کارگزاران آن که برخاسته از واقعیتهای موجود در زندگی و ذهن آحاد آن اجتماع انسانی میباشد را نمیتوان بررسی و تحلیل نمود.
نیازها و آرزوهای یک جامعه دمکراتیک است که برای کارگزاران آن، قالب و نقش حاکمیتی تعریف میکند. این رابطه میان مردم و کارگزاران را میتوان در رابطه سیاست و هویت تعریف نمود. هر سیاستی که از سوی کارگزاران و در یک کلام دولت، اعلام و اعمال میگردد با هویت آن جامعه یا واحد سیاسی، تطابق و همخوانی دارد.
بر اساس این همخوانی و تطابق هویتی، جامعه و کارگزاران آن در یک رابطه فراملی[17] با جهان پیرامونی خود نیز در ارتباط هستند. این رابطه فراملی در تفاوت یا تطابق میان ماهیت سیاستهای داخلی و سیاستهای بینالمللی یک کشور نمود مییابند. در عصر جهانی شدن[18] و جهانی سازی، رابطه هویت و سیاست بیشتر در حوزه منطقهای و جهانی آن در کنش و کنشگری قرار گرفته است. تأثیرپذیری این دو مؤلفهی مهم (سیاست و هویت) از یکدیگر، تحت یک فرآیند مهم یعنی تعامل[19] و همکاری[20] صورت میگیرد. بر اساس همین تعاملات است که در سطح جهانی و منطقهای، هویت یک کشور یا کارگزاران آن از هویت منطقه و یا جهان مرتبط با آن تأثیر پذیر شده و قالب هویتی جهان پیرامونی خود را در سایه برخی مزیتها یا پاداشها، برای خود به عنوان یک راهبرد هویتی جدید در نظر میگیرد.
کشور و کارگزاران آن در این محیط و فضای بینالمللی است که به کسب هویتهای جدیدی دست زده و این هویت جدید و اکتسابی را ملاک و پایه سیاستهای داخلی، خارجی و بینالمللی خود قرار داده و بر اساس همین هویت جدید و اکتسابی محیطی است که به تغییر سیاستهای خود در تعامل با همسایگان خود دست میزنند.
به صراحت میتوان گفت که سیاستها و کارکردهای کارگزاران و حاکمان یک کشور را نمیتوان خارج از هویتهای آن واحد سرزمینی مورد بررسی و توجه نظر قرار داده و بر اساس آنها به برنامهریزی و اعمال سیاست مناسب در مقابل آن کشور پرداخت.
سیاستهای اعمالی از سوی هر واحد سیاسی و نقش کارگزاران آن واحد در مانور و نمایش سیاستهای اتخاذی خود را باید در راستای منافع[21] و هویت آن کارگزاران جستجو کرد. بسیاری از کارگزاران برای کسب منافع بیشتر و حفظ موقعیت و مانور قدرت خود در سیاست بینالملل، به دریافت و عاریه گرفتن هویت واحدهای قدرتمند و تأثیرگذار اطراف خود اقدام نموده یا سعی دارند تا در قالب یک ائتلاف نظامی، اقتصادی و... به همهویتی یا اشتراک هویتی خود با قدرت های منطقهای و جهانی، اعتراف یا تظاهر نمایند!
اگر چه بسیاری از اندیشمندان علوم اجتماعی، سیاسی و...، هویت را امری ذهنی و متافیزیکی[22] میدانند، اما باید دانست که هویت به مرور زمان نشانهها و ظاهر فیزیکی خود را در عرصه اجتماع و یا در صحنه سیاست خارجی و بینالمللی نشان داده و سیاستهای اتخاذی از سوی کارگزاران را میتوان نماد فیزیکی همین هویتها دانست که از ذهنیت به عینیت رسیدهاند.
بروز و ظهور هر هویتی، دارای پیش زمینهها یا مؤلفههایی است، این مؤلفهها را میتوان شرایط زمانی و مکانی دانست که از خرده مسایلی مانند: تاریخ، دین و مذهب، فرهنگ، ادبیات و هنر، علم و دانش، تکنولوژی، قدرت نظامی و...، تشکیل میشوند. این مؤلفهها در ایجاد برساختههای ذهنی مانند هویت برای یک فرد یا یک جامعه، ضروری هستند.
هویت در راستای ظهور و تقویت خود، به ایجاد برخی محاسن و مزیتها یا همان منافع برای فرد یا جامعه دست میزند، جامعه نیز در قبال این مزیتها یا منافع است که به تغییر، کسب یا تقویت هویت خود اقدام مینماید.
در ادبیات فارسی ایران زمین نیز اشاراتی به هویت و ذهنی بودن آن شده است. شاید بهترین و بارزترین نمونه و مثال در مورد تلاش انسان و اجتماع برای جستجو و کسب هویت را بتوان در اندیشه یا اشعار حضرت مولانا که اتفاقاً شاعر ایرانی مدفون در قونیه ترکیه میباشد، یافت. آنجا که به زیبایی میفرمایند:
روزها فکر من اینست و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمدهام، آمدنم بهر چه بود؟ به کجا میروم آخر ننمایی وطنم
این دو بیت از اشعار زیبای مولانا به خوبی نشان میدهند که هویت، امری است که ذهن را مشغول خود ساخته و همه کنش های انسان و جامعه را در برمیگیرد. این کنشها که کارگزاران سیاسی را نیز تحت تأثیر خود دارند، بر سیاست خارجی و بینالمللی یک کشور، تأثیرگذار میباشند. اینکه یک کشور یا کارگزاران آن، از کجا و از چه طریقی به قدرت رسیدهاند و منافع آنان در آینده در کجا خواهد بود و با کدام سیاست همخوانی دارد، از تفاسیر همین دو بیت مولانا میباشد.
هویت و منافع دو بخش جدایی ناپذیر سیاست در نظریه سازهانگاری هستند.
برای آغاز بحث لازم است ابتدا به تعریفی از نظریه و فرانظریه[23] پرداخته شود.
نظریه پردازی[24]، در علوم سیاسی و روابط بینالملل دارای تعاریف بسیاری است که این تعاریف گاه با هم در تضاد نیز قرار دارند. اما باید اعتراف نمود که نمیتوان تعریفی واحد برای نظریهپردازی در روابط بینالملل ارایه داد.
حسین سیفزاده در تألیفات خود به تعدد به تعاریف نظریهپردازی از دیدگاه صاحب نظران علوم سیاسی و به خصوص روابط بینالملل پرداختهاند، اما خود سیف زاده، نظریهپردازی را: {ارائه توضیحی متقن از فرآیندهای مبتنی بر روابط انسانی در صحنه اجتماع} میدانند که { تا زمانی که یک نظریه در آزمون منطقی و تجربی شکست نخورده و قدرت تبیین را دارد، باید آن را پذیرفت}(سیفزاده 1388 ،20).
در نظریه پردازی با دو نوع آثار و فعالیتهای نظری مواجه هستیم.
نوع اول: در نوع اول در مورد ساختار و پویایی نظام بین الملل، نظریه ارایه می شود، این نظریهها سعی دارند تا سیاستهای جهانی[25] را برای ما قابل فهم و درک بسازند. نمونه این نظریه را می توان در واقعگرایی[26]، نوواقع گرایی[27]، لیبرالیسم[28]، نهادگرایی[29] و... مشاهده کرد.
نوع دوم: در این نوع از نظریهپردازی به مسائل"فرانظری" میپردازند و هدف آن است که فهم و درک ما از سیاست جهانی افزایش یابد، اما از راه غیر مستقیم تر و با تمرکز بر مسایل هستی شناختی[30] و معرفت شناختی[31]، مانند نظریههای فمینیستی[32]، انتقادی و سازهانگاری( مشیرزاده 1390، 6).
سازهانگاری طی حدود چهار دهه اخیر به عنوان یکی از نظریات مطرح در بررسی روابط بینالملل، مطرح شده و جایگاهی مناسب به دست آورده است. نظریه سازهانگاری در روابط بینالملل،ریشه در مسألهی جامعه شناسی شناخت دارد که در دهه 1970 از سوی پیتر برگر[33] و توماس لاکمن[34] در کتاب "ساخت اجتماعی واقعیت[35]"(رسالهای در جامعه شناسی شناخت) مطرح گردیده است( مشیرزاده 1383، 173).
سازهانگاری را میتوان مکتبی دانست که از دهه 1970، پا به عرصه نظریات روابط بینالملل نهاده است.
اصطلاح سازهانگاری در مطالعات سیاسی و بینالمللی برای اولین بار در دهه 1980، توسط نیکلاس اونوف[36] به کار گرفته شده و نظریه پردازان مختلفی مانند جان راگی[37]، دیوید دسلر[38]،دریش کراتوچویل[39]، پیتر کاتزنشتاین[40] و ...، در این زمینه کار کردهاند. با این وجود نظریه سازیانگاری بیشتر با آثار و نظرات الکساندر ونت آلمانی، شناخته میشود.
بیشتر این سازهانگاران، روابط بینالملل را از منظر اهداف، تهدیدها، فرهنگها، هویتها و سایر واقعیتهای اجتماعی در سطح روابط بینالملل میشناسند( سلیمی 1386، 35).
سازهانگاری که بعد از نظریههای واقعگرایی، نوواقع گرایی ، لیبرالیسم، نولیبرالیسم و ...، به عنوان یک نظریه میانه یا حد واسط نظریههای قبلی وارد دنیای پر رمز و راز روابط بینالملل شده است، طی همین مدت توانسته است به عنوان یک فرانظریه مطرح و پرطرفدار در سطح محافل علمی مطرح گردد. سازهانگاری در ایران نیز دارای هواداران و منتقدین بسیاری است. البته در این زمینه، یک اثر جامع و کامل به دوستداران ایرانی علوم سیاسی و روابط بینالملل، ارائه نشده است اما در قالب کتب مختلف ، اساتید مطرح و فعال ایرانی به توضیح و تفسیر نظریه سازهانگاری پرداختهاند.
یکی از این تعاریف این است که: سازهانگاری به عنوان یکی از نظریههای روابط بینالملل، محصول زبان شناختی ساختاری ، نظریه سیاسی پست مدرن، نظریه انتقادی، نقد ادبی و مطالعات فرهنگی و رسانهای است. در حقیقت یکی از وعدههای این نظریه( سازهانگاری) بازگردانیدن فرهنگ و سیاستهای داخلی به عرصه نظریه روابط بینالملل است( قوام 1390، 126).
سازهانگاری را میتوان یکی از رویکردهای مطالعه سیاست بینالملل دانست که خود از ترکیب سایر رویکردها تشکیل شده و در تلاش است تا به نحوی مناسب، نارساییها و کاستیهای نظریههای گوناگون را با بهرهگیری از برخی گزارههای خود آنها بر طرف سازد و به اصطلاح، تصویر واقعیتری از الگوهای رفتاری سیاست بینالملل، نشان دهد. این نظریه بر انگارهها[41] و اندیشهها تأکید داشته و تمرکز آن بر روی اعتقادات بینالاذهانی[42](ذهنی) است که در سطحی گسترده میان مردم جهان مشترک هستند. سازهانگاری صرفاً بر شرایط و نیروهای مادی تکیه نمیکند، بلکه بر انگارهها و اندیشهها تأکید دارد و به عبارتی، این تحلیل و فهم دولتها و سیاستگذاران میباشد که به عوامل فیزیکی و مادی مانند سرزمین، تسلیحات و ...، معنی میبخشند( قوام 1390، 222).
یکی از مهمترین شاخصههای نظریه سازهانگاری را باید همان توجه و تمرکز به بینالاذهانی بودن رویدادهای سیاست بینالملل دانست.
در تعاریف دیگر از سازهانگاری نیز این توجه به کنشهای ذهنی یا بینالاذهانی در میان مردم یک کشور، منطقه یا جهان مکرراً مورد توجه قرار میگیرد. سازهانگاری، نظریهای است که با نگاهی اجتماعی به مسایل سیاست بینالملل، تمامی دانشها و پدیدههای انسانی را نتیجه برسازی (برساخته شدن) میداند و این برساختگی را به روشی اجتماعی و در فرآیند کنش متقابل بینذهنی میسر میداند. بر این اساس، دانش و آنچه به عنوان پدیدههای انسانی و اجتماعی وجود دارند، لزوماً انعکاسی از واقعیت نیستند، بلکه مشروط و وابسته به ذهنیتهای انسانها، تجربه اجتماعی و رسوم و پیمانهای اجتماعی آن مجموعه میباشند (سلیمی 1386، 34).
آنچه در تعاریف بالا از نظریه سازهانگاری، جلب توجه میکند توجه به ذهن، انگارهها یا برساختههای ذهنی و فکری جوامع است. بنابراین در نظریه سازهانگاری مشاهده میکنیم که توجه خاصی به ذهن و فکر انسانها میگردد. سازهانگاران تمرکز خویش را بر روی اعتقادات بینالاذهانی و یا همان دریافتهای ذهنی مشترکی که در سطح گسترده میان مردم جهان( حتی یک منطقه یا یک کشور) مشترکاند، قرار میدهند و برای نمونه هویتهای ملی را به صورت ساخت بندیهای اجتماعی در نظر میگیرند( قوام 1390، 222).
الکساندر ونت که یکی از نظریه پردازان اصلی و تأثیرگذار مکتب سازهانگاری است، متولد شهر ماینز آلمان در سال 1958 میباشند. وی به عنوان یکی از استادان مشهور در روابط بینالملل و به خصوص نظریه سازهانگاری به طرح مسایل مهم در زمینه روابط بینالملل میپردازند.
یکی از مهمترین آثار ایشان را باید کتاب"نظریه اجتماعی سیاست بینالملل[43]"دانست که در ایران نیز ترجمه و چاپ شده است. وِنت در بررسی روابط بینالملل به مواردی مانند اجتماع اذهان یا روابط بینالاذهانی اشاره دارد و روابط را با زمینه فردگرایی بررسی نمیکند، بلکه روابط بینالملل را در چارچوب روابط اجتماعی و جمعی (ذهن جمعی) مورد کنکاش قرار میدهد. الکساندر ونت معتقد است، جهان مستقل از ذهن و زبان ناظران منفرد(فرد) وجود دارد، نظریههای علمی نوعاً به این جهان اشاره دارند، حتی اگر این جهان قابل مشاهده نباشد(مشیرزاده 1390، 325). از دیدگاه ونت، سازهانگاری نظریهای است که هم تحول هویت و منافع از طریق تحول ساختار[44]را مد نظر قرار میدهد و هم ساختار را جدی میگیرد(مشیرزاده 1390، 352).
کلیدواژههای مهم نظریه سازهانگاری به خصوص در نزد الکساندر ونت را میتوان تعامل جمعی، هویت و منافع دانست، که هر کدام از این اصطلاحات در نزد ونت ارزش بالایی داشته و تأثیر فراوان بر روابط بینالملل دارند.
[1]. Adalet ve Kalkınma Partis) AKP(
[2]. Necmettin Erbakan
[3]. Recep Tayyip Erdoğan
[4]. M Hakan Yavuz
2. Abdullah Gul
[7]. John.LEsposito
[8]. John Waterbury
[9]. Laicite
[10]. Secularism
[11]. Constructivist Theory
[12]. Alexander Wendt
[13]. Constructivism
[14]. Identity
[15]. Foreign Policy
[16]. International Relations
[17]. Transnational
[18]. Globalization
[19]. Interaction
[20]. Cooperation
[21]. Interests
[23]. Metatheory
[24]. Theorizing
[25]. World Politics
[26]. Realism
[27]. Neorealism
[28]. Libralism
[29]. Institutionalism
[30]. Ontological
[31]. Epistemological
[32]. Feminism
[33]. Peter Ludwig Berger
[34]. Thomas Luckmann
[35]. The Social Construction of Reality
[36]. Nicholas Onuf
[37]. John Ruggie
[38]. David Dessler
[39]. Friedrich Kratochwil
[40]. Peter J. Katzenstein
[41]. Idea
[42]. Intersubjectiuity
[43]. Social Theory of International Politics
[44]. Structure


فهرست مطالب
عنوان صفحه
1. مقدمه. 1
2. تأثیر کامپیوتر و تعلیم و تربیت... 4
2-1. چند گزارش از چند کشور در باره آموزش با کامپیوتر. 5
2-1-1. چین.. 5
2-1-2. فیلیپین.. 5
2-1-3. سری لانکا6
2-1-4. تایلند. 6
2-2. چشم انداز فعلی.. 6
3. آموزش الکترونیکی چیست... 7
3-1. آموزش الکترونیکی در ایران. 8
3-2. برنامه ریزی های آموزشی.. 9
3-2-1. سازماندهی.. 10
3-2-2. ارتباط متقابل با فراگیران. 11
3-2-3. استفاده از متن.. 11
3-2-4. استفاده از صوت... 12
3-2-5. استفاده از ویدئو. 12
3-2-6. استفاده از انیمیشن.. 12
3-2-7. استفاده از امتحانات کوتاه مدت... 12
3-3. معایب آموزش الکترونیکی.. 13
3-4. مزایای آموزش الکترونیکی.. 13
4. تاریخچه و کاربرد رایانه در آموزش... 15
5. چه چیز آموزش الکترونیک را منحصر به فرد می کند. 17
5-1. تمرین با بازخورد. 17
5-2. همکاری در مطالعه شخصی.. 18
5-3. استفاده از شبیه سازی برای تسریع در تجربه اندوزی.. 18
|
6. نارسایی های آموزش الکترونیکی.. 19
6-1. مانع اول: نارسایی در استوار ساختن آموزش الکترونیکی براساس تجزیه و تحلیل شغلی.. 19
6-2. مانع دوم: نارسایی در انطباق با فرآیندهای یادگیری انسان. 20
6-3. مانع سوم: ترک آموزش الکترونیکی.. 21
7. انواع آموزش الکترونیکی.. 21
7-1. آموزش به عنوان کسب اطلاعات... 21
7-2. آموزش به عنوان تقویت- پاسخ.. 22
7-3. آموزش به عنوان ساختن دانش... 22
8. آموزش مجازی.. 23
9. آموزش از راه دور. 25
9-1. مشخصات آموزش از راه دور. 26
9-2. دسترسی.. 28
10. فناوری اطلاعات در مدرسه. 29
11. مدارس مجازی.. 29
12. تعریف مدرسه توسعه یافته. 31
13. باز شدن کلاسها به سوی جهان. 34
13-1. مزیتها36
14. IT و تعلیم و تربیت......................................................................................................... 36
14-1. فناوری اطلاعات در دبیرستان ها37
14-2. فناوری اطلاعات در آموزش عالی.. 37
15. چشم انداز آینده فناوری آموزش و پرورش......................................................................... 38
16. تدریس و فناوری.. 42
16-1. فناوری یادگیری الکترونیکی.. 46
16-1-1. ویژگی های یادگیری الکترونیکی.. 47
17. نظریه ها48
17-1. تنظیم سرعت... 49
17-2. توسعه. 50
17-3. تثبیت... 50
|
17-4. راهبری.. 50
17-5. .پژوهش... 51
18. استفاده از تکنولوژی آموزشی برای دانش آموزانی که در خطر رد شدن هستند. 52
18-1. معلمان. 58
18-2. اولیاء مدرسه. 59
18-3. مشکلات اجرایی.. 60
19. آیا همه ی درسها به تکنولوژی احتیاج دارند. 63
19-1. ارزیابی تکنولوژی در مدارس... 64
20. سئوالاتی پیرامون چگونگی استفاده های تکنولوژی آموزشی (IT)65
21. نتیجه گیری.. 67
22. منابع. 69
22-1.کتاب ها69
22-2. صفحات وب... 71
22-3. پایان نامه. 71
|
. مقدمه:
با گسترده شدن فناوری اطلاعات و نفوذ وسایل ارتباط از راه دور به عمق جامعه، ابزارها و روشهای آموزشی نیز دچار تحول شدند. تحول این ابزارها و روش ها در جهتی است که هر فرد در هر زمان و هر مکان بتواند با امکانات خودش و در بازه ی زمانی که خودش مشخص می کند مشغول یادگیری شود.
به طور کلی می توان گفت آموزش به هر نوع دوره و آموزشی اطلاق میشود که به شکلی به غیر از روشهای سنتی رودر رو انجام می گیرد. محتویات دروس ممکن است از طریق اینترنت و با استفاده از ویدئو، تصاویر فعال و تعامل دو طرفه انتقال یابند.
اول راجع به دو کلمه آموزش و یاد گرفتن صحبت می کنیم. در رویکرد سنتی از روش آموزش دادنی استفاده میشود که چون همراه با زور و اجبار است باعث افت تحصیلی دانش آموز میشود و حتی ممکن است مشکلاتی در خارج از محیط آموزشی برای دانش آموز پیش بیاورد.
اما در رویکرد جدید از روش آموزش گرفتن استفاده میشود. چون در این روش فرد، خود میخواهد یاد بگیرد. بنابراین زور و اجباری هم در کار نیست و در نتیجه مشکلات قبلی بوجود نخواهد آمد.
آموزش الکترونیک دامنه ی گسترده ای دارد و بسته به نوع استفاده و امکانات به چند دسته تقسیم میشود:
1- آموزش بر پایه ی وب
2- آموزش مبتنی بر کامپیوتر
3- آموزش از طریق ابزار و وسایل دیجیتالی
4- آموزش از طریق تلفن همراه
در یک جمله می توان گفت آموزش الکترونیکی آوردن یادگیری برای مردم است به جای آوردن مردم برای یادگیری.
دسته بندی نوع یادگیری:
در یادگیری الکترونیکی غیر از اینترنت ، CD های آموزشی ، ویدیویی های آموزشی و همچنین ماهواره استفاده میشود. آمار نشان داده است که در سال 1999 بالاترین روش، CD های آموزشی بوده است که با % 53 و در سال 2004 آموزش الکترونیکی مقام اول آموزشی را با 63% کسب کرده است.
عناصر مهم هر فرآیند آموزشی:
1- آموزش دهنده
2- آموزش گیرنده
3- محتوای برنامه ی آموزشی
مقایسه ی دیدگاه های آموزش الکترونیکی و آموزش سنتی:
در این مقاله می خواهیم به بررسی بیشتر آموزش الکترونیکی،آموزش مجازی، آموزش از راه دور و... بپردازیم و خود به خود به مزیت ها و برتری های این نوع آموزش بر آموزش سنتی برسیم و ببینیم امروزه الکترونیک چقدر در آموزش نفوذ کرده است و چه معایب و مشکلاتی در استفاده از فناوری اطلاعات در کلاسهای درس وجود دارد و در آخر هم باید خودمان نتیجه بگیریم که بالاخره آموزش الکترونیکی مفید است یا نه و استفاده از آن می تواند کمک کننده باشد یا می توان با ابزارهای دیگر مثل کتاب جای آن را پر کرد.
2. تأثیر کامپیوتر و تعلیم و تربیت:
از بین تمام وسایل ارتباط جمعی و تکنولوژی های جدید، کامپیوتر نظر و توجه بیشتری را جلب کرده است ، باید به خاطر داشت که اولین نوع کامپیوترهای تجاری در سال 1951 وارد بازار شد. در سال 1971،با اختراع ریزپرداشگرها به وسیله ی شرکت اینتال [1] تأثیر کامپیوتر در امر آموزش گسترش یافت.
امروزه بسیاری از آنها به عنوان نماد تکنولوژی جدید شناخته میشود در حالی که نه تنها پیشبرد و میکروکامپیوترها بود، بلکه در امر آموزش هم مورد استفاده می باشد.
به دنبال خلق اولین تراشه، تغییرات از راه دور در کلیه ی شئون زندگی مانند ارتباطات بین المللی، تغییرات محیطهای کار و تحولات روزمره زندگی به وقوع پیوسته و این امر به عنوان انتخاب میکروکامپیوتر توصیف گردیده است این تغییرات را می توان از اواخر سالهای 1970 بوضوح مشاهده کرد.
اما تا آن زمان چه تغییراتی در کلاسهای درس حاصل شده بود؟ در جواب باید گفت، تغییرات نه چندان زیاد ، حتی در کشورهای پیشرفته ی منطقه هم سازماندهی وسیعی صورت نگرفته بود. شاید این امر به دلیل مشکلات اقتصادی باشد. زیرا در بسیاری از کشورها هنوز توجیه استفاده از کامپیوتر در کلاسهای درس با وجود کمبود میز و صندلی و سایر ملزومات اولیه، مشکل به نظر می رسد و شایه هم این موضوع مربوط به طبقه محافظه کار بسیاری از مسئولان تعلیم و تربیت باشد.
مضافاً باید به خاطر داشت که هنگام معرفی قلم خودکار و ماشین حساب هم مقاومت هایی در برابر استفاده از آنها وجود داشت. بنابراین یکی از بحث های رایج این است که آیا باید کوششهای مداوم برای معرفی کامپیوتر به مدارس یک کشور قبل از تهیه ی امکانات صورت بگیرد یا خیر؟
در هندوستان پروژه ی معروف آشنایی با کامپیوتر و مطالعات در مدارس کار خود را بر این اساس شروع کرد که:
انقلاب در تکنولوژی اطلاعات دنیا را دربر میگیرد... بنابراین نیاز شدید به چشم می خورد که کودکان امروزی یعنی کسانی که در دبستان و دبیرستان به تحصیل مشغولند، با طبیعت و نحوه ی استفاده از کامپیوتر آشنا شوند. تا در برابر جامعه تکنولوژی حال و آینده قادر به حل مسائل خود گردند.
هر کسی که می خواهد در دنیای فردا پیشرفت کند اگر کامپیوتر را نشناسد و قادر به استفاده از آن بصیرت نبخشد، از نظر تکنولوژی و کاربردهای آن قادر نخواهد بود جای خود را به پیشرفتهای صنعتی جهان مشخص حفظ نماید (اندرسن، 1372: 18)
نظیر همین احساس برای شروع برنامه ی آموزش کامپیوتر در استرالیا در سالهای 1986-1984 به چشم می خورد در ژاپن کمیسیون ملی یونسکوی ژاپن در ارتباط ما با شورای ژاپن برای مراکز تکنولوژی آموزشی توجه خود را در سومین سمینار آسیایی تکنولوژی آموزشی که در سال 1984 در توکیو تشکیل شد، به موضوع کامپیوتر در آموزش معطوف نمود.
2-1. چند گزارش از چند کشور در باره آموزش با کامپیوتر:
2-1-1. چین:
اشتیاق زیادی در سرتاسر کشور برای کاربرد کامپیوتر دیده میشود.
2-1-2. فیلیپین:
در سالهای 1960 و 70 ورود کامپیوتر در امر تعلیم و تربیت به کندی صورت گرفته است. اما دههی اخیر چنان نشان می دهد که برنامه ها و واحدهای درسی کامپیوتری در مدارس توسعه یافته است.
2-1-3. سری لانکا:
در کشوری که فقط 15% مدارس از برق استفاده می کنند چنین گزارش شده است که فقط یک هفته طول کشید تا تصمیم وزارت آموزش و پرورش برای معرفی کامپیوتر به مدارس و نوع ماشین هایی که باید در مدارس مورد استفاده قرار گیرد و همچنین نوع آموزشی که در این مورد باید به معلمان داده شود، مورد موافقت کابینه قرار گیرد.
2-1-4. تایلند:
استفاده از کامپیوتر در دبیرستانها هم اکنون پذیرفته شده است.
برخورد کشور ژاپن با مسئله ی معرفی کامپیوتر به مدارس می توان اشتیاقی محتاطانه توصیف کرد.به نظر می رسد که وزات آموزش و پرورش ژاپن در حل مشکلات کامپیوتری خویش کمی عقب است. در مروری بر وضع پیشرفت ژاپن در توسعه ی تراشه عجیب به نظر می رسد که با اینگونه گزارش شده است که ژاپن از امر آموزش با کامپیوتر دور است. (1985)
برای معرفی کامپیوتر در مدارس و یا توسعه ی آن در امر تعلیم و تربیت عاقلانه خواهد بود که ابتدا معلمان را در نحوهی استفاده از کامپیوتر و آموزش با کمک آن آشنا ساخت. از آن جایی که تحولات در زمینه آموزش کامپیوتر سریع صورت می گیرند لازم است علی رغم مشکلات موجود، نگاهی به آینده افکند و سعی نمود تا پیشرفت های ممکن آینده را پیش بینی نمود.
2-2. چشم انداز فعلی:
استفاده از کامپیوتر در مدارس به عنوان راهی برای پیشرفت یادگیری و غنی سازی تعلیم و تربیت شناخته شده است: با وجود این همواره استفاده از کامپیوتر برای آموزش در کشورهای منطقه با هم متفاوت است، با آن که در کشورهای توسعه یافته دسترسی روزافزون به کامپیوتر در کلاس درس وجود دارد اما در برخی از کشورها حتی در سطوح بالای آموزش هم کامپیوتر هیچ نقشی ندارد.
در برخی از کشورها دولت هزینه هایی برای خرید کامپیوتر مدارس می پردازد. تفاوت دیگری هم هست و آن این که بعضی مدارس به تنهایی فقط از خود کامپیوتر استفاده می کنند ولی برخی دیگر با اتصال به شبکه جهانی اینترنت راه پیشرفت بهتری را برای آموزش باز کرده اند. (همان : 25)
3. آموزش الکترونیکی چیست:
آموزش الکترونیکی را چنین تعریف می کنیم:
آموزشی که روی کامپیوتر از طریق CD-ROM[2] ، اینترنت یا اینترانت یا ویژگی های زیرا ارائه میشود:
شامل مطالبی باشد که با هدف آموزش مرتبط باشد.
از شیوه های آموزشی نظیر مثال ها و تمرین های آموزش استفاده کند.
دانش و مهارت های جدید مرتبط با اهداف یادگیری مشخص یا عملکردهای پیشرفته سازمان را تولید کند.
از عناصر رسانه ای نظیر کلمات و تصاویر برای ارایه مطالب و روش ها استفاده کند.
همانطور که می بینید این تعریف حاوی عناصر مختلفی در آموزش الکترونیکی است از جمله:
چه چیز؟ چگونه و چرا؟
چگونه:
دوره های آموزش الکترونیکی از طریق کامپیوتر با استفاده از کلمات به شکل گفتار یا متن چاپ شده و تصاویر نظیر ترسیمات، عکس ها، انیمیشن یا تصاویر ویدیویی ارائه می شوند.
چه چیز:
دوره های آموزش الکترونیکی شامل مطالب (یعنی اطلاعات) و شیوه های آموزشی (روش ها) است که یه فراگیری مطالب کمک می کند.
چرا:
دوره های آموزش الکترونیکی به منظور کمک به فراگیران برای رسیدن به اهداف آموزش شخصی یا انجام کارهای خود است به طوری که موجب پیشرفت اهداف نهایی سازمان شود.
تعریف ما نشان می دهد که هدف آموزش الکترونیکی ساختن دانش شغلی قابل انتقال و مهارت های مرتبط به عملکرد سازمان یا کمک به اشخاص برای رسیدن به اهداف آموزش شخصی است. اگر چه راهنمایی های ارایه شده در سراسر کتاب قابل اعمال به درسهای طراحی شده برای اهداف آموزش عمومی یا آموزشی هستند اما تأکید ما بیشتر بر روی برنامه های آموزشی است که ساخته یا خریداری می شوید تا مهارت های حاصل شغلی را به وجود می آورند. (کلارک و مایر، 1385، 21)
3-1. آموزش الکترونیکی در ایران:
داستان گسترش آموزش های مجازی در فضای آموزش عالی، از تأسیس دانشکده مهندسی فناوری اطلاعات دانشگاه امیرکبیر آغاز شد. در این دانشکده که فعالیت مجازی دارد، برخی از دوره های فنی و مهندسی مرتبط با فناوری اطلاعات و ارتباطات به صورت از راه دور تدریس میشود.
موفقیت های این دانشکده و برنامه های کلان دولت در جهت فراگیرتر کردن سطح آموزش عالی در استان های مختلف و ارائهی امکانات بیشتر و بهتر به مراکز آموزش عالی استان ها و مراکز محروم، رویکرد توسعه و راه اندازی سیستم های آموزش الکترونیکی را در دانشگاه های کشور گسترش داد.
ماحصل برنامه های تقویت آموزش از راه دور در مراکز آموزش عالی کشور که با کمک طرح تکنا نیز، دنبال گردید، و باعث ایجاد دوره های مختلف کارشناسی و کارشناسی ارشد به صورت از راه دور در چند دانشگاه مشهور تهران و شهرستان گردید. در این دانشگاه ها، دانشجو می تواند بدون شرکت در آزمون ورودی یا کنکور سراسری، و تنها براساس نمونه ها دانشگاه علم و صنعت ایران شرکت نمایند (اهتمام، 1389: صفحات وب)
3-2. برنامه ریزی های آموزشی:
برنامه ریزی مهمترین مرحله ی ایجاد هر نوع برنامه ی آموزشی است. انتقال محتویات استفاده شده در آموزشهای سنتی بر روی صفحات نمایشگر کامپیوتر، بزرگترین پیامدهای منفی بدنبال خواهد داشت. محتویات دوره های آموزش الکترونیکی می بایست با استفاده از عناصر مربوطه به درستی انتخاب و طراحی شده و در محیط مورد نظر نصب گردند، ماهیت و نوع ارائه موضوع و محتوا در آموزشهای الکترونیکی با آموزش های سنتی با هم دیگر کاملاً متفاوت بوده و میبایست دقت گردد که همان آموزش های سنتی بنام آموزش الکترونیکی استفاده نگردد.
قبل از اینکه چیزی روی کاغذ قرار گیرد، می بایست دقت گردد که همان آموزشهای سنتی به نام آموزش الکترونیکی استفاده نگردد. قبل از اینکه چیزی روی کاغذ قرار گیرد، می بایست مخاطبان آموزشی مشخص گردند. طراحان و پیاده کنندگان دوره های آموزش الکترونیکی با آشنایی با مخاطبان و میزان توانایی های آنان، قادر به ارائه ی برنامه ی آموزشی مناسب برای آنها خواده بود .
سپس می بایست عناصر و آیتم های دوره های آموزشی مشخص گردند. مخاطبان آموزشی میبایست نسبت به عناصر و آیتمهای انتخابی آشنایی لازم را داشته باشند، چرا که عناصر فوق به عنوان ابزار در یک سیستم آموزش الکترونیکی استفاده می گردند به هدف در این راستا لازم است به محدودیت های سخت ابزاری فراگیران نیز توجه گردد.
پهنای باند موجود دارای نقش بسیار مهمی در میزان موفقیت دوره های آموزش الکترونیکی است که از برنامه های چند رسانه ای استفاده می نمایند. (همان: صفحات وب)
[1]- Intal
[2]. محل قرارگیری CD