
Giorgio Ottaviani

Gonzalo Gómez Herrero, Jan Antón Bernal van der Ven

عنوان صفحه
فصل دوم: بردهداری در فقه امامیه
2-1-1- اسباب وعوامل بردگى در جاهلیت19
2-1-1-5- سرقت (آدم ربایى).. 23
2-1-1-6- تاریخ بردگی اسیران.. 23
2-1-2- رفتار با بردگان درجاهلیت26
2-1-2-1- جایگاه اجتماعى بردگان.. 26
2-1-2-2- نقش بردگان در اقتصاد.. 28
2-1-2-3- استفاده نظامى از بردگان.. 30
2-1-2-4- سوءاستفاده جنسى از بردگان.. 31
2-1-2-5- تنبیه و شکنجه بردگان.. 32
2-1-2-6- آزاد کردن بردگان در عصر جاهلى.. 33
2-1-2-7- «ولاء» و گونه هاى آن در عصر جاهلى.. 34
2-2-2- اقدامات رسول خدا(ص) در حذف نظام بردهدارى38
2-2-2-1- مبارزهی بنیادین با بردهدارى.. 38
2-2-2-2- محدود کردن اسباب و عوامل بردگى.. 39
2-2-2-3- گشودن درهاى آزادى به روى بردگان (عتق).. 41
2-2-2-4- شیوهی اسلامى بهترین راه کار در امر بردگى.. 45
2-2-2-5- مقابله به مثل و مجازات کفار حربى.. 52
فصل سوم: بردگی در حقوق بین الملل
2-1-1- اکتشافات دریایی و آغاز بردگی56
2-1-2- اصل آزادی دریانوردی و داخل شدن دیگر کشورهای اروپایی در امر تجارت برده60
2-1-7- پایان سفر دریایی و ورود بردگان به آمریکا و چگونگی رفتار با آنان64
2-1-9- بردگی پلانتاسی (کشتزارهای روستایی)67
2-2- پارهای از نظرات حقوقدانان غربی راجع به بردگی67
2-3- علل و موجبات الغای و امحای بردگی68
2-3-1- اقدامات و استناد به حقوق طبیعی جهت لغو بردگی71
2-3-2- جنبش ضد بردگی در صحنه بینالمللی73
2-4- قیامها و شورشهای بردگان آفریقایی بین قرنهای شانزدهم و نوزدهم75
2-5- بردگی در متون حقوق بین الملل80
2-5-1- اعلامیهی جهانی حقوق بشر80
2-5-2- کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی سازمان ملل متحد81
2-5-3- جنایات علیه بشریت درمنشور نورنبرگ83
2-5-4- اساسنامهی دیوان بینالمللی کیفری86
2-5-5- بردگی در تعهدات بین المللی89
احکام بردگی در فقه امامیه با نگاهی به حقوق بشر معاصر
اسلام در محیطى ظهور یافت که در آن بردهدارى با سابقهاى طولانى رایج بود. نظام بردهدارى از ارکان اجتماعى قبایل عرب به حساب مىآمد و بردگى از عوامل مهم تقسیم طبقاتى بود. عواملى، نظیر اسارت در جنگها و غارتها، فقر و ندارى، بدهکارى، آدم ربایى و تجارت از اسباب عمدهی بردگى در جاهلیت بود و اساساً هر فرد به هر طریقى که بر فرد دیگر تسلط و غلبه مىیافت او را به بردگى مىکشاند. بردگان پست ترین و پایین ترین طبقهی اجتماعى عرب را تشکیل مىدادند. آنها در ردیف حیوانات به شمار مىرفتند و از همهی حقوق انسانى و مزایاى اجتماعى محروم بودند. اسلام بردگى اسیران جنگى و افرادى را که در بازارها خرید و فروش مىشدند، به افراد کافر منحصر کرد و دربارهی اسیران جنگى کافر در مواردى که رهبر و حاکم اسلامى صلاح بداند، برده گیرى آنها را مجاز دانست. تجارت برده شامل تمام اقدامات مربوط به اسیر کردن انسان، تملک یا فروش او با قصد کشاندن او به بردگی است؛ و شامل تمام اقدامات مربوط به تملک یک برده با هدف فروش یا مبادله اوست؛ همچنین شامل تمامی اقدامات اعمال اختیارات مالکانهی فروش یا مبادله بر بردهداری است که با هدف فروش یا مبادله به دست آمده و به طور کلی شامل هر گونه اقدام به تجارت یا انتقال بردگان است. پس از جنگ جهانی دوم اسناد مهم حمایت از حقوق بشر ممنوعیت بردگی و بردهداری را به عنوان تعهدی برای دولتها مشخص کردند: اعلامیهی جهانی حقوق بشر (ماده 4) میثاق بینالملی حقوق مدنی و سیاسی ( ماده 8) کنوانسیون اروپایی حقوق بشر ( ماده 4) کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر ( ماده 6) منشور آفریقایی حقوق بشر و ملتها ( ماده 5) و اخیراً اساسنامه دیوان کیفری بین الملل ( ماده 7 بند c ).
واژه های کلیدی: فقه امامیه، بردگی، حقوق بینالملل.
انسان مملوک و سنّت مالکیت انسانی بر انسانی دیگر. رسم بردهداری که مطابق آن یک انسان موضوع مالکیت انسان دیگر قرار میگرفته، با سابقهای دیرین در تمدن بشری، در فرهنگ و تمدن اسلامی نیز مطرح بوده است.
لفظ رایج برای «برده» در زبان عربی، «عَبد» است، (شایعترین صیغهی جمع آن در این معنی «عَبید» است؛ با اینهمه، در قرآن کریم، نور: 32، «عِباد» آمده است. )، و به تعبیر دقیقتر، برای «بردهی مرد» بوده است، و به «بردهی زن»، «اَمَة» (جمع آن: اِماء) میگفتهاند. هر دو لفظ از واژگان سامی باستاناند و در زبان عبریِ تورات نیز در همین معنی به کار رفتهاند. در زبان ادبی عربی، اسم جنس «رقیق»، بر «برده»، در مفرد و مذکّر و مرجوع کنید به نث و در اسم جمع، اطلاق میشود. این لفظ، در قرآن کریم نیامده است، اما به جای آن لفظ «رَقَبَه» (به معنای «گردن، قفا») به کار رفته است (از جمله در سورة مائده: 89) و قرآن عبارت کنایی «ما مَلَکَت اَیمانُکُم» (مثلاً در سورهی نساء: 36) را به کار میبرد؛ «عَبداً مَملوکاً» (نحل: 75) به معنای برده، ناظر به همین عبارت کنایی است. بیگمان، صورت اسمی یافتن «مملوک» به معنای «برده» (بعداً به معنای «بردهی خانه زاد») از همین تعبیر ناشی شده است.
پیش از اسلام، بردگی در عربستان، مانند دیگر سرزمینهای جهان باستان و پیش از عصر میانه، رایج بوده است. اما با معلومات پراکندهای که دربارهی این دوره در دست است، نمی توان با اطمینان به بیشتر مسایل این نهاد اجتماعی پاسخ داد.
در آستانهی هجرت، اکثریت بر